الملا فتح الله الكاشاني

243

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

باعظم معاصى و الف لام براى عهد است چه مراد به آن معاندان يهودند و ميتواند بود كه براى جنس باشد پس شامل جميع اقسام كفار باشد و در بعضى تفاسير مذكور است كه يهودان قبل از مبعث حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله بر مشركان احتجاج ميكردند و مىگفتند كه رسول موعود نزديكست كه ظاهر شود و چون او مبعوث گردد ما را بر شما ظفر دهد و بگويد كه ما بر حقيم و شما بر باطل چون آن حضرت مبعوث گشت بوى نگرويدند و كافر شدند معاذ بن جبل گفت سبحان اللَّه رسول هنوز نيامده بود استعجال ميكرديد در آمدن او تا بر ما حجت آوريد و اكنون كه آمد به دو كافر شديد و ما كه مشرك بوديم بوى ايمان آورديم گفتند محمد صلَّى اللَّه عليه و آله آيتى نياورده كه ما را نزد آن ايمان لازم شود حقتعالى آيه مذكوره را نازل ساخت و رد قول ايشان كرد و فرمود كه ما آيات و معجزات ظاهره را به تو فرستاديم كه دلالت تمام مىكند بر صحت نبوت تو اما متمردان و معاندان به آن نميگروند مرويست كه مالك بن ضيف يهود را گفت كه نه حقتعالى به زبان موسى از شما عهد فرا گرفته است كه چون پيغمبر آخر الزمان صلَّى اللَّه عليه و آله ظاهر شود به او بگرويد و تصديق او نمائيد گفتند خداى را بر ما هيچ عهدى نيست در اين معنى در تورية حقتعالى آيه فرستاد كه * ( أَ وَكُلَّما عاهَدُوا عَهْداً ) * همزه براى انكار است و واو عطف است بر محذوف و تقدير اين كه ( اكفروا بالايات و كلما عاهدوا ) يعنى آيا نگرويدند بآيات بينه داله بر صدق نبوت حضرت خاتميت و هر گاه عهد كردند عهد كردنى * ( نَبَذَه فَرِيقٌ مِنْهُمْ ) * بشكستند گروهى از ايشان اصل نبذ طرح است لكن غالبا استعمال آن در هر چيزيست كه فراموش كرده باشند و ذكر فريق جهت آنست كه بعضى از ايشان نقض عهد نكرده بودند * ( بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ) * بلكه بيشتر ايشان نميگرويدند بتورات اين رد توهم آنست كه فريقى كه ناقض عهد بودند اقل ايشان باشند و يا رد تو هم آنكه كسانى كه آشكارا نبذ عهد نكرده‌اند ايمان به آن آورده باشند و بحقيت آن اعتراف نموده * ( وَلَمَّا جاءَهُمْ ) * و آن هنگام كه آمد بديشان * ( رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّه ) * فرستادهء از نزد خداى چون عيسى و محمد صلى اللَّه عليهما * ( مُصَدِّقٌ ) * كه تصديق كننده است * ( لِما مَعَهُمْ ) * مر تورية را كه با ايشان است * ( نَبَذَ فَرِيقٌ ) * بينداختند گروهى * ( مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * از آنان كه داده شده‌اند كتاب تورية يعنى علماى ايشان بينداختند * ( كِتابَ اللَّه ) * كتاب خداى را كه تورية است * ( وَراءَ ظُهُورِهِمْ ) * در پس پشتهاى خود زيرا كه نگرويدن ايشان برسولى كه مصدق تورية است نگرويدنست بتورات در آنچه رسول تصديق به آن